سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

اندراحوالات آقاپسر گل مابه روايت تصوير(قسمت1)

گل پسري ما علاقه خاصي به كتاب خوندن داره به خاطر همين در همه حال مشغول مطالعه هست به نظر شما اين آقاكوچولو توي فريزر چي مي‌خواد!!؟؟ حتماً‌ خيلي گشنش شده خودش به فكر درست كردن غذا افتاده عشق مامان و بابا واسه ديد و بازديد عيد1392 رفته بود خونه خاله جون و از خاله عيدي گرفت و اما رانندگي كردن محمد طه الهي قربونت برم مامان جون كه انقدر عاشق رانندگي هستي و تا بابا از ماشين پياده مي‌شه با سرعت خودتو از بغلم پرت مي‌كني كه بري پشت فرمون منم عاشق اين كارتم. حسابي هم تمركز مي كني كه تصادف نكني و فرمون رو محكم مي‌گيري گاهي وقت‌ها هم شكم كوچولوت ر...
7 آبان 1392

اندراحوالات آقاپسر گل مابه روايت تصوير(قسمت2)

عشق مامان اين لپ لپ رو وقتي شما تو دل مامان بودي و پنج ماهه بودي با مامان زهره اينا رفته بوديم اصفهان و مامان زهره اين لپ لپ رو براي شما خريد ماه آسمون من ديگه راه مي‌ري و به همه جا دلت مي‌خواد سرك بكشي وسايل آشپزخونه هم از دست شما در امان نيست اينجا فقط لحظه‌اي ازت غافل شدم او لين باري كه آبنبات چوبي خوردي كلي هم ملچ ملوچ مي‌كردي عزيزم  ...
7 آبان 1392

محمد طه به پابوس امام رضا رفت

پسر قشنگ و مهربونم يكشنبه تاريخ 10/6/92 عازم مشهد الرضا شديم البته بايد بگم كه چون شما توي ماشين اذيت مي كني و اذيت هم مي شي ما تصميم گرفتيم با قطار سفر كنيم و بابا رضا براي گرفتن بليط خيلي خيلي زحمت كشيد تا بالاخره بليط گرفت و ما راهي مشهد شديم توي قطار هم خيلي پسر خوبي بودي مامان قربونت بره خيلي دوست داشتي كه توي واگن قدم بزني و از پنجره نگاه كني و روي تخت بالايي بشيني و چون اولين بارت بود كه سوار قطار مي شدي برات تازگي داشت و من و بابايي هم سعي كرديم كه به خواسته‌هات گوش بديم. پسر نازنينم؛ قرار بود جمعه بر گرديم ولي چون بليط نبود شنبه هم مشهد بوديم و  سعادتي بود كه روز تولد حضرت معصومه در حرم امام رضا باشيم و تاريخ 16/6/92...
4 آبان 1392

پسر عزيزم روز جهاني كودك مبارك

عزيز دل مامان مي دونم كه با تأخير پست گذاشتم، منو ببخش چون خيلي سرم شلوغ بود قربونت برم روز جهاني كودك مباركت باشه نازنينم،‌ من و بابا جون هم به همين مناسبت شما رو برديم شهر بازي و حسابي هم بازي و خيلي هم خوشحال بودي وقتي هم كه اومديم خونه انقدر خسته بودي كه زود خوابيدي. و اما گزارش تصويري شهر بازي     پسرگل پسر ما حسابي عشق دنده و فرمونه ...
4 آبان 1392
1